ای کاش
کاشکی میومدی مثل همیشه دستمو می گرفتی
تو این همه غم و درد و ماتم تو نجاتم می دادی
بعد از تو نازنینم نمی خوام تو این دنیا بمونم

برچسبها:
کاشکی میومدی مثل همیشه دستمو می گرفتی
تو این همه غم و درد و ماتم تو نجاتم می دادی
بعد از تو نازنینم نمی خوام تو این دنیا بمونم
در دفتر خاطراتم
نوشتم رفیق زیباست
معلم دفتر را دید گفت این رویاست
گفتم ای معلم از نوازش رفیق چه میدانی؟
گفت در عالم رفاقت رفیق همیشه تنهاست
پشــت این بغــض سنــگین..
بیــدی نشـــسته بــود
کــه خیــال میـــــــــــکرد با ایــن بــاد هــا نمـــی لرزد…
مدتها بـــود تلاش می کردم
تــو را از یاد ببــرم
افســوس که تو در قلبم خانه کردی
نـه در ذهـن فرامـوش کارم
مــی سـپارمت بـه لبخند هـا ،
گـرچـه خـودم مهمان بغض هـای بـی دلیـلـم!
پـس بخـند حتـی بـه جـای مـن
ﻗﻠــــﻪ ﺍی ﮐﻪ ﭼﻧﺩ ﺑﺎﺭ ﻓﺗﺢ ﺷﻭﺩ ؛
ﺑﯽ ﺷـــــــﮏ...
ﺭﻭﺯی... ﺗﻔﺭﻳﺣـــــﮕﺎﻩ ﻋﻣﻭﻣﯽ ﻣﻳﺷﻭﺩ!
ﻣﻭﺍﻅﺏ ﺩﻟﺕ ﺑﺎﺵ !
آرام آرام میبوسمت، آنقدر که طرح لب هایم
روی تمام اندامت جا بماند...
بگذار بدانند آغوش تو، تنها قلمروی من است...
دمشان گرم...
منظورم لاک پشت هاست...
انگار می دانند آخرش هیچی نیست،
که هیچ عجله ای ندارند...